مسجد جامع نطنز و مقبره شیخ عبد الصمد اصفهانی
توسط مدیر سایت • ۵ فروردین ۱۳۸۷ • موضوع : استان اصفهان٬ مساجد٬ مطالب خواندنی٬ مقابر
Show on map
نام معمار: استاد حسین خراسانی
سبک بنا:
دوره: ۹۲۱ ه.ق (۸۹۳ ه.ش)
این مجموعه شامل مسجدی است که ساختمان بخش های مختلف آن میان سال های ۷۰۴ و ۷۰۹ هجری (۱۳۰۴-۵ و ۱۳۰۹-۱۰م) به پایان رسیده است، به اضافه مقبره شیخ عبدالصمد اصفهانی، مورخ ۷۰۷ ه.ق (۱۳۰۷-۸م)، ایوان مدخل یک خانقاه ویران شده که ظاهرا به سال ۷۱۶ یا ۷۱۷ هجری (۱۳۱۶-۷ یا ۱۳۱۷-۸م) ساخته شده و یک مناره رفیع مورخ ۷۲۵ هجری (۱۳۲۴-۵م).
مسجد که سالم مانده در اصل شامل یک شبستان هشت گوشه است که نمازخانه ای است گنبدی، این شبستان به صحنی چهار ایوانه باز می شود که ایوانهای آن توسط سرسراها و رواقهای مختلف به هم متصل شده اند، صحن از سوی شمال، مشرق و جنوب به کوچه باریکی محدود می شود. این کوچه هنگامی که به جلو مدخل اصلی صحن یعنی مناره و سردر خانقاه می رسد وسیع می شود و به صورت میدانی در می آید.در سمت غرب خرابه های خانقاه که نیز به یک جاده محدود می شود خودنمایی می کند. در این بنا سه محل ورود وجود دارد. یکی در جنوب و دو دیگر در شمال. درهای شمالی هم سطح با صحن هستند ولی در، جنوبی توسط یک راهرو وسیع و ۱۲ پله بلند به صحن راه دارد. بنابراین ارتفاع این ۱۲ پله نشانگر اختلاف سطحی اسات که میان کف صحن و کف کوچه جلو مدخل جنوبی وجود دارد. نتیجه می گیریم که بخشی از شبستان هشت گوشه، پایین تر از سطح زمین قرار گرفته است.
در کتاب فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران صفحه ۶۸ و ۶۹ آمده است که : مسجد جمعه دارای امتیازات خاصی از نظر معماری و کاشیکاری می باشد. متعلق به قرن ششم ه.ق است. کتیبه ای بر در آن مورخ بسال ۷۰۴ هجری می باشد. ساختمان ایوان شمالی و طاق مرتفع و تزیینات گچبری داخل ایوان جالب است. این مسجد دارای درهای قدیمی است، در روی دو در آن تاریخ سال ۸۲۵ و ۹۷۲ و۱۰۱۲ ه.ق حک شده است. هم چنین سه لوح سنگی در ایوان مسجد نصب شده که کلا دال بر تعمیرات و فهرست موقوفات این جامع می باشد. خانقاه شیخ عبد الصمد اصفهانی بنای گنبددار هرمی شکلی است، که از نظر ساختمان و معماری و دارا بودن تزیینات گچبری و محراب کاشی و ضریح چوبی شهرت خاصی دارد. این محراب مورخ بسال ۷۰۷ ه.ق می باشد، کتیبه کاشی سر در خانقاه به خط ثلث مورخ بسال ۷۲۵ ه.ق است، لوح سنگ مرمر سر در دارای تاریخ ۹۲۱ هجری قمری است. مناره خانقاه دارای کاشیکاری زیبا و کتیبه ای که در پایان آن سال ۷۲۵ هجری قمری خوانده می شود.
در فهرست ویلبر، معمار مقبره شیخ عبد الصمد ابراهیم بن اسماعیل بناء اصفهانی و معماران ایوان شمالی مسجد جامع نطنز (کتب) محمد رضا الامامی و حیدر و تاریخ ساخت ۷۰۷ ه.ق قید شده است.
مطالب مرتبط ...
مدیر سایت
فرستادن Email به این نویسنده | همهی نوشتههای مدیر سایت

باسمه تعالی
راجع به “جمعّیت” طَرقرود ومناطق اطراف آن، درکتاب لغت نامه ۱۵ جلدی دهخدا(مولف:علامه علی اکبر دهخدا-ناشر:موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران ،چاپ دوم از دوره جدید ،سال۱۳۷۷)،که غالبا برگرفته از کتاب: فرهنگ جغرافیایی ایران، ج۳، است؛ می خوانیم:
۱-طَرق=۴۴۳۰نفر
طَرق رود=۱۴۰۰۰نفر
۲-باد =۴۲۵۰نفر
باد رود =۸۴۰۰نفر
۳-نطنز=۴۰۰۰نفر
نطنز(بخش)۴۴۰۰۰نفر
جوشقان=۲۹۰۰
۴-خالد آباد=۲۸۰۰نفر
۵-اَبیانه =۲۰۰۰نفر
۶-چیمه =۱۲۰۰نفر
چیمه رود=۴۴۰۰نفر
۷-بَرز =۹۲۰نفر
برز رود =۵۴۰۰نفر
۸-طامه =۱۱۰۰نفر
۹-نیه =۶۷۰نفر
فریزهند=۵۴۰
۱۰-کِشه=۱۲۰نفر .
ضمنا جالب توجه است که در این کتابها در مورد جمعّیت شهر ها ومناطق معروف و اطراف، آمده است:
تهران=۲۸۰۳۱۳۰ نفر
اصفهان=۲۱۰۰۰۰
کاشان=۵۴۶۶۰
زواره=۵۴۰۰
دلیجان=۵۰۰۰
ورامین=۴۵۲۲
قمصر=۴۰۰۰
مهاباد=۳۵۱۲
نیاسر=۳۲۰۰
مورچه خورت=۲۶۲۸
میمه=۲۳۰۰
کلهرود=۱۷۳۰
موغار=۱۳۸۰
بیدشک=۴۰۰
باغمیران=۱۰۰
ظاهرا این آمار مربوط به نیم قرن پیش است.
[گل]
به نام ویاد خداوند بزرگ وقدیم
سلام
…”طَرق” گذشته اش آنچنان دور است که از پیدایش آن در نوشته ها وگفته ها خبری نیست.اما،کرکس کوه(دوره چهارم زمین شناسی)،افسانه سفر با قالیچه حضرت سلیمان(ع)واین اواخر دژباستانی دوره اشکانیان وقلعه سنگی طرق(درنقطه تماس بزرگراه نطنز -اصفهان وجاده طرقرود -نطنز)،نشانه هایی از تاریخ کهن این دیار دارد.ولی،اگرغباراز پیکر تنومندطرق زدوده شود،هزاران هزار خروار گِل ولای از روی دشت بزرگ طرق و ده زیره دیرین کنار رود،آوارهای مخروبه بااشعه یا پرتو سنجیده شود؛ممکن است به عمق عمر قلمرو خیال، روزنه ای باز گردد.
آری مااز طرق وباستانی بودنش تنها وتنها قلعه تاریخی وکاروانسرای سنگی اش(قلعه سنگی) را می شناسیم،از وقف نامه کذایی احمد رستم اسمی شنیده ایم،از ثابت طرقی،شاعر شهیر تاج طرقی وعارف گمنام سلطان بابا احمد،تنها نامی به گوشمان رسیده است ودیگر هیچ… .
وامروز نیز اگر چه شنیدن نام طرق،قدمت آثارآن،تعددشهیدانش وگاهی شهرت سرمایه دارانش ،مایه فخر فاخر است.اما گویا،روزمرگی،دشواری کارتحقیق وجستجو،محدودیت ها وبی مایه بودن افزودن آگاهی هادر این زمینه ،انگیزه طرق شناسی را از ما گرفته است.لیکن صد افسوس که هرچه زمان بگذرد،نشانه هایی که ما را در شناخت بیشتر گذشته مان یاری می دهد آرام آرام وگاهی باشتاب ازمیان می رود.زیرا،آثار این تاریخ کهن به تدریج نابود می شود،منابع انسانی که این گونه آگاهی ها را در سر وسینه دارند ، به آن دیار هجرت می کنند ونشانه های تاریخی برجامانده متروک و لحظه به لحظه فرسایش می یابندو… واگر این روند ادامه داشته باشد (که فعلا دارد)نسل های آینده می مانند با دست های تهی وافسوس فراوان… ![گل]